با معناترین عکس تاریخ مطبوعات ایران از عبدالله جاسبی و دستهایش

فکر کنم حدود  دو سه سال پیش بود که در اتفاقی کاملاً اتفاقی و تصادفی ، در عرض یک هفته بیش از هَفَشدَه روزنامه اصلاح طلب و مدعی اصولگرایی و بعضاً هَشَلهَف ! مصاحبه های اختصاصی با عبدالله جاسبی - باقی  مانده ترین مدیر سی و یک سال اخیر - انجام دادند و بدون اینکه دیناری بابت این مصاحبه های روشنگرانه از آقای جاسبی یا دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت دریافت کنند باز هم خیلی تصادفی ، سؤالات و پاسخهای خیلی شبیه به همی را منتشر کردند و ما روزنامه نگاران از این هم تَوارُد و هم اندیشی خبرنگاران داشتیم شوکه می شدیم . اما ...

اما در این میان ، یک اتفاق یا یک هوشمندی یا یک زیرکی یا هر چیز دیگری که شما اسمش را بگذارید یا می گذارید باعث شد ، بخشی از یکی از این مصاحبه ها برای همیشه در تاریخ مطبوعات ایران جاودانه شود و آن هم عکس ِ تکاندهنده و خیره کننده "حجت الله سپهوند" از جاسبی مزبور در صفحه اول روزنامه اعتماد ملی آن ایام بود ( اگر کسی تاریخ دقیقش را می داند یادآوری کند تا در متن تصریح کنم ).

مصاحبه خبرنگار روزنامه اعتماد ملی با جاسبی ، تفاوتی با رپرتاژ آگهی ها ( ببخشید گفت و گو های خودجوش ) روزنامه های دیگر نداشت ، اما عکس سپهوند واقعاً تمام تلاشهای خبرنگار زحمتکش روزنامۀ آقای مهدی کروبی را به باد داد . او تصویری از جاسبی گرفته بود که دو دستش را به دو گوشه میز ِ دراز ِ اتاق کارش گرفته بود ، در حالی که تصویری واژگون نیز از او در شیشه آن میز دراز مشاهده می شد  و اگر اشتباه نکنم تیتر مصاحبه هم این بود که :


من به میز نچسبیده ام ؛ میز به من چسبیده است ! ( بله درست است در تیتر روزنامه ، علامت تعجبی نبود ؛ من اشتباه کردم گذاشتم ).

در هر صورت ، من به عنوان کسی که بیش از دو دهه کار خبرنگاری کرده است و هر روز بیش از ده بیست روزنامه را ورق می زند ، هیچ عکس خبری ِ سیاسی ِ دیگری را بهتر و گویاتر از این عکس ندیده و نه شنیده ام و فکر می کنم دوستان خبرنگار و روزنامه نگارم هم در این زمینه با من همنظر باشند . من با خود ِ"حجت الله سپهوند" صحبت نکرده ام ، اما شاید اگر از خود او هم بپرسیم ، بهترین عکس خبریش کدام است به  همین عکس جاسبی ِ مزبور اشاره کند . ( فکر می کنم جمله ام اشکال ویرایشی دارد : ... به همین عکس مزبور از جاسبی اشاره کند !)

اتفاقات دو سه روز اخیر در عرصه دو قوه قضاییه و مقننه ( که باز هم به طور عجیبی تصادفاً همزمان شدند !) ، بخصوص رأی قاطع نمایندگان مجلس شورای جاسبی ( باز هم ببخشید ! از بس این روزها همه جا بحث مجلس و جاسبی است هر کس دیگر هم که باشد ، جای اسلامی و جاسبی را اشتباه می کند) ،  در حمایت شگفت انگیز و با معنای آنان از ولی نعمتشان آقای جاسبی و کارشدن مکرر عکس سپهوند در وبلاگها ، سایتها و روزنامه ها مرا به یاد شأن نزول آن انداخت و گفتم به سهم خودم و به عنوان یک همکار مطبوعاتی ، یادی از خالق این عکس ماندگار کنم و سپاس عمیق و قلبی و خسته نباشیدم را نثار او .

/ 23 نظر / 140 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

سلام دید خوبی دارید همکار محترم و این تصاویراند که ماندگارند؛ خیلی کم پیش میاد یه مقاله یا مصاحبه ماندگار شود مطلبی در این زمینه نوشته‌ام با تبادل لینک موافقید؟ یا علی

عصیان

سلام به روز کرده ام با سفر نامه ای از سفر عشق... منت بگذراید و قدم رنجه کنید...

مهدی

خدا جاسبی و پدر خوانده رو لعنت کنه

سرور

پشت گرمی اش به استوانه معروف است.خدا ذلیل کندش.

سوره عیوضی

ببخشیندا سوره پایینی اسم خودش سوره اس؟!یا نه؟بسی تک اسم بودیم[عصبانی][گریه]

یاسین

سلام نوشته اي از سر درد.....

عادلي

سلام فرمانده يكم : يادت باشه كه سپهوند همشهري مونه اگرچه با بروبچ ....مي پل.... دوم : ولي نعمت را خيلي خوب اومدي ! زيرا اگر اسامي راي دهندگان مشخص شود با يك بررسي از مدارج فوق علمي! آنها درمي يافت شوندي كه چطور با زحمات ومشقات متكثره كسب علم كردندي واز كدام دانشگاه فراق!! التحصيل شدندي ! سوم: دانشگاه آزاد ازبدو تاسيس تاكنون انجام تمام درخواستهاي دانشجويان خود را اعم از انتقال ، مهمان ، تغيير رشته وتخفيف شهريه را منوط به آوردن يك معرفي نامه از يكي از نمايندگان مجلس كرده است !!! درآخر اينكه اين صدو اندي نماينده انصافا" نمك به حلال ! بودند نه ؟

رضا فروزش

جناب آقای دژاکام چسب هاشمی به هرکس بخورد همه چیز به ادم می چسبد اول لکه خیانت و فتنه گری لاریجانی هم چهره واقعی خود را نشان داد

ع.ش

سلام برادر هم میهن.وجدان آزاد مهمترین مشخصه ی انسان های آزاد است.در روز عاشورا آنچه باعث شد لشکریان عمر سعد علیرغم دینداری و عمل به ظواهر اسلام آنگونه صعوبانه با خاندان رسول رفتار کنند نداشتن وجدان آزاد بود.دغدغه های شما در خصوص دانشگاه آزاد قابل احترام است اما لحظه ای با وجدان خود صادق باشید آیا دغدغه ی شما اصالت دارد یا عصبیت و تعلقات سیاسی شما را به چنین دیدگاهی رهنمون کرده است؟امروز تعصبات سیاسی موجب جهل شده است. انصاف که شکل رقیق تر عدالت است زیر سایه این تعصبات قرار گرفته است.دوست خوب من ما همه خود را در اسارت افکاری نادرست گرفتار کرده ایم.کار را به جایی رسانده ایم که تنها آن قسمت از صحبت های بزرگان را نقل می کنیم که موافق افکار ماست و ما را تایید می کند.دوست خوبم من آدم سیاسی نیستم عناوین اعتباری البته دارم که هیچکدامشان هم اصالت ندارند مثلا تمام تحصیلات عالیه را در رشته حقوق پشت سر گذاشته ام الان هم در دستگاه قضایی کشور بی سر وصدا و با سکوت خدمت گزار مردم زجر کشیده جنوب هستم نه سبزم نه سفید ونه ...بی رنگ بی رنگ.مشکلات ما در همه ی حوزه ها فزونی روز افزونی داشته است به هیاهو و کوبیدن به طبل موضوعاتی که